السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

74

تفسير الميزان ( فارسي )

« لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّه فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَضاقَتْ عَلَيْكُمُ الأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ ، ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّه سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ » « 1 » . و اين معنا منافات ندارد با اينكه فرار از جنگ حرام و از گناهان كبيره بوده باشد ، و مقتضى اين است كه مطلق عقبنشينى و فرار حرام باشد مگر بخاطر آن دو سببى كه در سوره « انفال » استثناء شده ، و شخص فرارى به غير آن دو سبب به غضب عظيمى از جانب خدا دچار گشته و ماوايش جهنم مىباشد - « وَبِئْسَ الْمَصِيرُ » . بلكه ممكن است صورتى فرض شود كه فرار از جنگ در آن صورت آن حرمت را نداشته باشد ، آيه زحف با آيه رخصت ضعف كه در اين سوره خواهد آمد و آيه تهلكه كه در سوره « بقره » گذشت از حيث عموم مقيد شود و فرار از جنگ را در صورت ضعف نيروى دفاعى اسلام جايز بداند ، و نيز مشمول آيه اى باشد كه مردم را از اينكه خود را به هلاكت اندازند نهى مىكند و در سوره بقره گذشت ، و تفصيلش به زودى خواهد آمد . احمد و صاحبان سنن به غير از نسايى همه از حديث ابن عمر اين جمله را نقل كرده‌اند كه گفته است : من در يكى از سريه هاى رسول خدا ( ص ) ( جنگهايى كه خود رسول خدا شركت نمىكرد ) بودم ، مردم پا به فرار گذاشتند ، من نيز در ميان فراريان بودم ، با خود گفتم چه كنيم و اين چكار بود كه كرديم و خود را دچار غضب پروردگار نموديم ؟ آن گاه بنظرمان رسيد برويم مدينه و شب را در آنجا بسر ببريم ، دوباره گفتيم چطور است حال خود را مستقيما به رسول خدا ( ص ) عرضه كنيم ، اگر اين گناه توبه پذير بود توبه كنيم ، و گر نه به ميدان جنگ برگرديم ، همين طور هم كرديم ، و قبل از نماز صبح شرفياب حضورش شديم ، حضرت بيرون آمد و فرمود شما از فراريانيد ؟ عرض كرديم : آرى ، از جنگ فرار كرده‌ايم . فرمود : بلكه شما آمده‌ايد كه برگرديد و حمله سنگينترى بنماييد ، من فئه شما و فئه مسلمانانم ( شما مشمول جمله * ( « أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ » ) * هستيد - مترجم ) ابن عمر سپس اضافه كرد كه وقتى اين را شنيديم نزديك شده و دست آن حضرت را بوسيديم . ابى داوود روايت را چنين نقل كرده : با خود گفتيم به مدينه مىرويم و شب را در آنجا بسر مىبريم ، البته بايد مواظب باشيم كسى ما را نبيند ، و چنين كرديم ، داخل مدينه شده و با

--> ( 1 ) به تحقيق خداوند شما را در مواطن بسيارى و مخصوصا در روز حنين يارى كرد هنگامى كه زيادى عده تان شما را به عجب درآورد ، و در نتيجه همين زيادى عدد كارى برايتان صورت نداد ، و زمين با همه فراخيش بر شما تنگ شد آن گاه پشت كرده و پا به فرار گذاشتيد سپس خداوند سكينت خود را بر رسولش و بر مؤمنين نازل كرد . سوره توبه آيات 25 - 26